محمد اشرف علوى عاملى
722
علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى )
مقدور نيست طرفين ، و اگر اثر معدوم است و به فعل نيامده ، پس ممتنع است و مقدور ايضا نيست . و تقرير جواب اين است كه : اثر فاعل معدوم است در حال حصول و تحقّق قدرت ، و نمىگوييم كه قدرت در حال عدم اثر فاعل وجود دادن است « 1 » و ايجاد موجودى مىكند در اين حال ، بلكه ايجاد مىكند در مستقبل پس الحال ممكن است اجتماع قدرت بر وجود در مستقبل با عدم قدرت در حال . گفته نشود كه وجود آن قدرت در استقبال ممكن نيست در حال ، از جهت آن كه مشروط و موقوف است وجودش به حصول استقبالى كه ممتنع است آن در حال و هرگاه اين نحو باشد ، پس قدرت در حال نخواهد بود بلكه در وقت [ ب - 211 ] وجود استقبال است ؛ پس عود مىكند كلام پيش از اين . از جهت آن كه در جواب گفته مىشود كه قدرت متعلّق به وجود در استقبال نيست در حين حال ، بلكه آن قدرت باز در استقبال است . قال : : و انتفاء الفعل ليس فعل الضّد . « 2 » اين جواب از سؤال ديگر است ، و تقريرش اين است كه : قادر متعلّق نيست فعلش به عدم ، و مؤثّر قادر بايد فعل و ترك هر دو مقدورش باشد و متمكّن باشد در هر دو ، و ترك امر غير مقدور است از جهت آن كه ترك عدم است ، و عدم نفى محض است و نفى محض
--> ( 1 ) . ن : + است ( 2 ) . كشف المراد / 383